آبانه، دختر آبان

سلام

خوبین؟ جمعه بخیر و شادی

سه شنبه رفتم‌تئاتر لیلا و چندمسافر. هر کس میتونه بره حتما بره.‌خیلی خیلی عالی بود. علی عمرانی و مهتاب نصیرپور و افشین هاشمی و احسان کرمی از بازیگراش بودن. 

چهارشنبه رفتم افیس.‌ شیش برگشتم خونه چسبیدم به درست کردن غذاهای فردا. مایه لازانیا. سالاد بیکن و سیب زمینی. مزه دار کردن مرغ. انقد سرپا بودم که ۵شنبه صب پاشدم دیدم پاشنه پام داغونه. زودی بطرس اب یخ زده رو گذاشتم زیر پام و غلت دادم تا اروم شد. 

شروع کردم دسر و غذاها رو اماده کردن.

بچه ها از ۱۱ اومدن. واسه پذیرایی شربت عرق نسترن و بهارنارنج و تخم شربتی دادم.

نشستیم به حرف زدن که ساعت ۲ برق رفت و لازانیا تو فر بود. گریل فر برقیه. نشد بزنم روش هم گریل بشه. همونجور با پنیر آب شده بردم سر میز. همه چی خیلی خوب بود جاتون خالی.

همه‌تا ۵ رفتن جز یکی از دوستام‌که تا ۸ موند و بعد رفت تولد نوه خاله اش.

خدا رو شکر خیلی خوش گذشت. 

حالا حرف من اینه که چرا ادما فکر میکنن اگه زل بزنن تو چشم کسی و حرف بزنن یارو هیپنوتیزم میشه و حقیقت رو یادش میره؟ یکی از دوستامون خانواده بسیار مذهبی داشتن. خودش چادری بود. کم کم روزگار که عوض شد اینام عوض شدن اما واقعا پدر و مادرش هنوز همونن. پدرش سید اولاد پیغمبر مسجدش ترک نمیشد. خیلییی مومن بودن. الان که دوستم حجاب رو برداشته و حالا گه‌گداری هم مشروب میخوره یه جوری از گذشتشون حرف میزنه باور نمیکنی اینا همونن که عکسای تولد رو چون با دوربین من بود با حجاب کامل میگرفتن.‌من کاری ندارم شاید از دینداری خیری ندیدن. شاید از ادمهایی که ادعای دین دارن صدمه خوردن. اما لااقل بیا بگو من نظرم نسبت به زندگی تغییر پیدا کرده و دوست دارم اینجوری بگردم. دوسال پیش عروسی برادرش به خیاط لباسش گفته بود واسشون توربان بدوزه که حجاب کامل داشته باشه. اما دیروز میگه دوسال پیش که حجابم رو برداشتم بابام گفت افرین. بهترین تصمیم زندگیت رو گرفتی. باباااا بس کن. تو توی اون عروسی از ترس پدرت پیراهن مجلسی یقه ۳سانت پوشیدی و توربان سرت کردی. نمیفهممشون. راستش توی خیلی از دوستام این تغییرات رو میبینم. حقشونه اونجوری که دوست دارن زندگی کنن. حرفی توش نیست. اما شجاعت داشته باشن و از کارشون دفاع کنن. 

اره دیگه اینجوریاس. آدمها عجیب غریبن.‌

حرف بعدیمم اینه که‌با هر کسی درددل نکنین.‌حرفی رو به حتی صمیمی ترین دوستتون بزنین که بعدا اگه جایی مطرح شد بتونین از کاراتون دفاع کنین. یه سری حرفا رو به هیشکی نگین بهتره. شوخی شوخی زندگیتون نقل محافل میشه. 

پاشم برم. یه گردهمایی مد و لباسه تو هتل اوین. نماز بخونم برم اونجا بعد برم آفیس. یه مقدار کار دارم. سنگکار اومده بالکن رو درست کنه بالا سر اونم باشم. ساعت شیش و نیم هم جلسه داریم

خدافس

نظرات (13)
آبانه جونیه سوال مهمونی دوره که نوبت شما میشه مامان و بابا خونه نمیمونن؟
پاسخ:
نوبت هیچکدوممون نه پدر مادر خونه میمونه نه شوهر. بچه ها باید راحت باشن. تازه بعضیا بچه هاشونم میفرستن خونه مادراشون. دیگه سالی یه بار. کسی دلخور نمیشه
امتیاز: 0 0
چقدر تو عاقلی اخه دختر ، اره زندگی ادم نقل محافل میشه . به خدا هیچ کس زار نکهدار نیست49791
پاسخ:
عزیزمی
باید زبون رو نگه داشت دیگه
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم چه خوبه که تئاترهایی رو که میری معرفی میکنی ایشالا منم این تئاترو بتوانم برم متاسفانه خیلی ها اینطوری شدن می ترسن حرفی از گذشته شون زده بشه ومرور خاطراتشون اذیتشون میکنه ایشالا که روزهای خوبی در پیش داشته باشی گلم موفق وپیروز باشی
پاسخ:
خیلی لذتبخشه. دوست دارم بقیه هم حالشو ببرن
ایران کنسرت رو چک کن. فک کنم ده روز بیشتر اجرا نشه. رحمانیان زیاد تئاتر رو نگه نمیداره
آخه ماها که میدونیم. به نظرم بهتره انقد محکم درباره حال صحبت نکنن چون حواس آدم به گذشتشون پرت میشه
انشالله تو
امتیاز: 0 0
منم درکشون نمیکنم خب چه اشکالی داره بگن دیدگاهشون عوض شده . محدودیت زیاد و عدم مطالعه و آگاهی باعث این تغییرات میشه.
پاسخ:
چمدونم. همه مون گذشته ای داریم‌که شاید نخوایم ازش بگیم.
درست میگی عزیزم
امتیاز: 0 0
همه حرفات رو قبول دارم و تاکید میکنم روی درد دل نکردن با حتی دوست صمیمی همین اخیرا ی اتفاقی افتاد که چشام نزدیک بود از حدقه بزنه بیرون. هرچی کمتر حرف بزنیم و صمیمی بشیم بهتره
پاسخ:
ای وااای. اره. ادم رازنگهدار یا کسی که خیلی زود تو سرمون نزنه خیلی کمه
امتیاز: 0 0
نمونشو دیدم و میدونم چی می گی، یکی از بچه های دانشگاه فوق اومد تهران، تو این فاصله پدرش هم فوت شد، وقتی برگشت، شناخته نمیشد، دختر چادری و روسری لبنانی، اصلا زیر و رو شده بود.
پاسخ:
ای جااان تحول عظیمی رخ داده.‌تهران لابد باد میومده. چادر روسریش رو باد برده
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم.همیشه به دورهمی و خوشی....تو نمیگی من عاشق اون سالاد خوشمزه شدم؟دلم ضعف رفت با اون خوشرنگ و آبی عروس گلم.راس میگی عزیزم چقدر دوره زمونه فرق کرده و آدمای خشک و مذهبی و متعصب دارن بر میگردن از عقاید شون.......دایی خودم از همچین آدمایی هست بهمراه خانم محترمش. من یه تار موهام بیرون میومد میخواست منو قورت بده از تشر و تذکررررر اونم توی جمع.....حالا شدن مدرن و کلاس بالا.احترام به هر کی و هر طوری زندگی میکنه خوبه.ولی بقول شما باید شجاعت و جرات داشته باشن تا گذشتشون رو بگن و نترسن
پاسخ:
عزیزمی. انشاالله درست کنین و نوش جان کنین
اووووف بزرگا خیلی دیگه هضمش سخته.
امتیاز: 0 0
آبانه انقدر حال روحیم بد که پستت را نخوندم ، باور میکنی فقط میخاستم بگم سلام
پاسخ:
شیرین چرا؟ خوب باش. آروم باش. تسلیم شرایط نشو عشقم.‌حالت خوب باشه
امتیاز: 0 0
:آخی اینارو ولشون کنید بزارید به حال حودشون باشند:حالا توربان چی هست من تا حالا نشنیده بودم
پاسخ:
واقعا
کلاه هایی که روش شال میذارن یا بدون شال خارج سر میکنن
بزن تو نت طرحاش رو ببین
امتیاز: 0 0
من کاری به مردم ندارم.هرچه اسلام گفته درسته.قرارنیست اگرکسی ظاهرامومن بودمثلادزدی،کرددگه بگیم اسلام به دردنمیخوره.اون ایمانش،ضعیفه.به نظرم همون قدردزدی واختلاس وغیبت وتهمت بده مشروب وسگ بازی وبیحجابی هم بده دستوراسلامه وحدوسط نداره.این مملکت به خاطراسلام به این روزنیفتاده به ای خاطره که همه میخوان تبصره به حلال وحرام خدااضافه کنند.
.
پاسخ:
آوااا عصر کلی جوابت رو دادم انگار نت خراب بوده
نظر من و شما یکیه
اما یه سری آدما هستن که واسه اینکه دو رکعت نماز رو نخونن تا میتونن داستان میبافن. اقا نخون دیگه این ادا اصولا چیه
خیلی اختراعا که واسه رفاه بشر بوده بعدا ازشون ضد بشر استفاده شده
اسلام ماهه. متاسفانه یه سری کاسبی میکنن باهاشون. ما چی کار به اونا داریم
دینمون رو بچسبیم
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جون
نظر لطفته آره درست حدس زدی تو پست قبلی من کم حرفم کلا
این تغییرات که اووو تا دلت بخواد هست حالا طرف خودش روزه میگرفته و کلی تاسف میخورده برای کسایی که روزه خواران الان صاااف تو چشمات نگاه میکنه میگه روزه داری بی کلاسیه اصلا معنی نداره و اونیکه روزه میگیره درک نمیکنه عجب جل الخالق چقدرم ادعاشون میشه خیییییلی زیاد شده البته بلانصبت دوستان معتقد منم درکشون نمیکنم آدما عوض شدن چقدرم ادعایه روشنفکری دارن وااای درد دلم باز شد آبانه یکم در مورد استیل و تو جمع چطوری لباس شیک و تک بپوشیم میگی ممنون احتیاج دارم میدونم قبلا نوشتی ولی بازم بنویس
پاسخ:
به به عزیزدل مظلوم و ساکتم
گذشته شون رو انگاری ریختن تو رود و آب برده. اما ماها ک۶ یادمونه.
چی بنویسم سارا؟واسم توضیح بده. حس میکنم گفتنیا رو گفتم. اگه الان عکس از مانتو کفش کیف یا لباس مهمونیت واسم بفرستی اینستا بهتر بتونم کمک کنم. روی همونا صحبت کنیم.
امتیاز: 0 0
اوه اوه ما که تو شهزستانسم,هرروز با این پدیده روبرو میشیم.
مثالشو برات زدم.دخترانی که از قفس خانه ی پدری رها شده و به خانواده ای یکم بازتر وارد شدن.فقط امیدواریم که تا یکسال دیگه لخت نشن...تا اینجاش اشکال نداره
پاسخ:
ای بابااا
لختم میشن. گاماس گاماس
امتیاز: 0 0
سلام ، همیشه به مهمونی ، در مورد تغییر آدما چیزای عجیب و غریب زیاد دیدم حتی شده تو فک و فامیل اونا که دیگه شناسنامه هاشون تو دست ماست چرا ؟ قبلا ادرس اینستا رو داشتم الان گمش کردم ، راستی یه خبر بد مسجد جامع ساری رو دیدی ؟ متاسفانه آتیش گرفت و سوخت خیلی ناراحت کننده بود .
پاسخ:
ای باباا. واقعا چطور روشون میشه؟
Aabaaneh
ارههه. انقد دلم گرفت. عشق من بود
امتیاز: 0 0
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :