آبانه، دختر آبان

سلام

اقااا من عذر میخوام. ۷۲تا کامنت داشتم. ۲۰تا تایید کردم ۵۰تا مونده. انقد توی کامنت تایید کردن تنبل شدم که ترجیح دادم یه پست بذارم

اول. کارها توی یه لوپ افتاده. یعنی برقکار میاد داکت (همون چیزایی که سیم رو توش رد میکنن از روی سقف یا گوشه دیوار) میکشه. بعد نقاش رنگ میکنه. بعد داکت کوچیکه سیمهای کمی رد میشه. بعد باز میکنن دوباره بزرگتر نصب کنن رنگ سقف خراب میشه. دوباره نقاش میاد. نقاش رنگ رو میریزه روی قرنیزا. قرنیز عوض میشه دیوار لک میشه دوباره نقاش میاد. وسیله میاریم دیوار زخمی میشه. دوباره کی میاد؟ بله نقاش. یعنی داستانی داریم. کارها زیادن اما خستگی بدنی از لحاظ فشار روی بدنم نیست‌ اما جوری خسته ام که شبها راحت میخوابم.‌کار پیگیری کردنی هم زیاد دارم. همش تلفن دستمه. درگیرم دیگه. اما خدا رو شکر راضیم. 

از نظر جام جهانی به مشکل خوردم. یعنی کار کاملا به جام جهانیم صدمه زده. بازیهای تو روز رو از دست میدم. باید زودتر تی وی آفیس نصب بشه بازیا رو ببینم. چه حالی هم میکنم. لااقل خیالم راحته یه ماه پشت هم فوتبال داره. بازی اول رو هم تو کافه رستوران مرصع دیدیم. دومیش رو شاید خونه باشیم شایدم بریم کافه با الهه. مامان اینام که از ۵شنبه شمال هستن. انشالله ۵شنبه اگه هنوز اونجا باشن منم میرم. 

بچه ها سعی کنین تنها چیزایی که توی دلتون نگه میدارین رازهاتون باشه. حرفهای شخصی. اینا جاشون توی دلتون از همه جا امنتره.‌اما حرفای دیگه رو تلمبار نکنین. جلوی ادما هی کوتاه نیاین و بریزید تو خودتون.‌یا اجازه ندین مطابق میل خودشون باهاتون رفتار کنن یا اگه ازشون ناراحت هستید بهشون بگین. سر همین سفر ترکیه اگر مقاومت نمیکردم تمام چهارروز باید با اونا میبودم‌اما به حداقل رسوندمش. مخصوصا شبا که بحث کار بود نمیشد جدا شد ازشون. نمیدونم چطور میتونین کلی دلخوری از ادما رو تو دلتون نگه دارین. دلتون سوراخ نمیشه؟ بخدا که من طاقت ندارم. 

تو خونه راه میرم خورده نون و این چیزا زیر پام میره. چقد از جارو و تی کشیدن متنفرم. کاش خونه رو سلفون میکشیدم چیزی رو فرش نریزه. 

خدا کمکمون کنه اوضاع اقتصادی یکم بهتر بشه. ناراحت کننده اس اوضاع

کاری ندارین؟ خدافس

نظرات (4)
ابانه جان. من دلخوریمو به هر کی گفتم با زبان آرام. ولی طرف جبهه گرفت . مادرشوهرم که به دو نیم تقسیمم کرد. دوستم قاط زد که چرا اشلا ناراحت شدی. عمه ام توپید بهم که غلط میکنی چنین حرفی بهم میزنی. اخرش از همشون عذرخواهی کردم و رفتم تو لاکم. عمه و مادرشوهرم که پدیده شدند. یه چیزی که تا اون لحظه ندیده بودم.
پاسخ:
به این ادمها نگو.‌روشت رو عوض کن. مادرشوهر رو کاری ندارم اما دوست و عمه رو میشه ادب کرد. رابطه رو کم کن یا همون لحظه که اشتباهی میکنن جواب بده. با مادرشوهر باید مدارا کرد
امتیاز: 0 0
سلام عزیز وست داشتنی و‌پرتلاشم خسته نباشی عزیزکم این کارهای چند باره واقعا انرژی میگیره از ادم،امیدوارم به زودی افیس روبراه بشه و خیر و برکت توش جریان داشته باشه،چقدر با این ایده سلفون کشیدن موافقم ...یعنی اعصاب وروان من به فنا میره،از اینور جارو و طی و بشور و بساب به فردا نرسیده همه جا خاک میگیره
پاسخ:
ممنونم عزیزمهربونم
هزارماشالله به تو و سلیقه ات و اون خونه خوشگل و دلبرت
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جون
آخ آخ مدتیه دلخوری از کسی دارم گفتم بهش میگم ولی آدمیه که میره سه برابرش میکنه و جار میزنه ترجیح میدم بیخیالش بشم حالا شایدم یه روزی بهش بگم که کارش اشتباه بوده متاسفانه هر چقدرم دوری کنی از این برخوردا بازم دامن گیره
خوش باشی عزیزم
پاسخ:
ازش دوری کن. بازم بهتر از اینه که بیشتر حرصت بده
بعدشم قوی باش. بذار ببینه با ادم بی دست و پایی طرف نیست
امتیاز: 0 0
خخ موافقم سلفون بکشیم خونه رو ، من که چیزی بر خلاف میلم باشه یا کسی بخواد مثلا زرنگ بازی دربیاره قیافم یه جوری میشه که طرف حساب کار دستش میاد اصلا دست خودم نیست متاسفانه میدونم که خوب نیست ولی میشه دیگه
پاسخ:
منم حسم سریع میاد تو چهره ام.‌مامان میگه خوب نیست
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.