آبانه، دختر آبان

سلام

عیدتون مبارک. نماز روزه هاتون قبول. پیروزی ایران عزیزمونم مبارک باشه.

ما با دوستامون رفتیم یه کافه رستوران بازی رو دیدیم و چقد باحال بود. اصولا فوتبال دسته جمعیش کیف میده. 

از تعریفای عقب افتاده سفر ترکیه رو بگم که کاری بود. البته من الهه رو هم با خودم بردم. از اونطرف آقایی از همکارا با خانومشون اومدن . اقا اول رفتن. یکشنبه بامداد من و خانومشون رفتیم. یکشنبه صب هم الهه اومد

سه بار دیگه ترکیه رفته بودم. واستون نوشتم قبلا. از اونجا چیزی نمیگم. از اتفاقاش میگم. من اون اقا رو قبلا دیده بودم. هم سن و سال خودم باید باشن. خانومشم متولد ۶۰ بودن. اینا خیلی سعی کردن با من و الهه صمیمی بشن. تیپشون ازینا بود میخوابیدن تا لنگ ظهر. بعد صبحانه. بعد کار و بار. بعدازظهر ناهار مفصل. بعد تفریح و شام یه جای خوب. چیزی که من دوست نداشتم. با الهه یکم باهاش راه اومدیم اما به ضررمون شد. اولا از خرید خوشش نمی اومد. رفتیم جواهر گفت اینجا گرونه بریم خیابون عثمان بی قدم بزنیم خرید کنین. گفتیم چشم. رفتیم بیرون. مغازه پنجم گفت اینجا هزارتا مغازه هست. حتما باید همه رو بگردین؟ هیچی مارو برگردوند هتل. 

سر ماجرای استخر و حمام ترکی هم بساطی درست کرد که من قهر کردم. من قبل از حمام باید میرفتم سونا. هیچکس  هم تو هتل نمیخواست بیاد استخر. هتل کوچیک بود. بعد یارو میبینه من حجاب دارم نمیره ده دقیقه تو اتاقشون که من برم بشینم تو سونا. اخرشم خانوم متصدی گفت برو توی حموم بشین ابگرم رو باز میکنم واست. 

از مردهایی که همش تو دست و پای خانوما هستن بدم میاد. شب رفتیم شام. ازینور میز تا اونور مزه چید و مشروب سفارش داد. من که نخوردم.بعد شام مفصل واسه خودش و زنش. من و الهه یه شام‌گرفتیم. کافی بود واسمون خوب. اینا رو داشته باشید. دو سه وعده دیگه هم بزور مارو برد و حودش و زنش حسابی لمبوندن و ما هیچی. قرارمون دنگی بود اما ایشون نظر نمیخواستن. انگار ماها از ته کویر اومدیم شهر و هیچی بلد نیستیم. روز اخر هم واسه ۴بار که باهاشون رفتیم بیرون مبلغ ۳۹۱ لیر معادل ۵۸۶۵۰۰ تومن ازم گرفتن. حالا کل وعده های من و الهه که با هم بودیم ۲۰۰هزارتومنم نشد. نگین که لیست میگرفتی یا همچین. نمیشد. چون همکار بود و بحث ارقام درشت بین مجموعه ما و ایشونه. درست نبود بحث کنم اما درس شد واسم دفعه بعد که رفتم یه جوری برم که خانومش نیاد که کاسه هامون جدا بشه از هم. 

یه چیزی بگم. خانوما لطفا هیچوقت به دختر دیگه ای نگین تو واسه شوهرم مثل خواهر میمونی باهاش برو استخر یا همچین چیزا. یکم عاقل باشید. مردا همچین نزده خودشون میرقصن. دیگه شما نمیخواد لی لی به لالاشون بذارید

بگم که خیلی بد گذشت بهم. اختیار روزهام دست خودم نبود. بسیار گرون بود ترکیه. نزدیک انتخاباتشون بود از آف و این چیزا خبری نبود. 

بعدش که برگشتم‌مجددا کارهای افیس رو از سر گرفتم. یه روز قیف هست قیر نیست. یه روز قیف هست قیر هست اما کارگرش نیست. خلاصه اینکه کارها عقب افتاده بخاطر بدقولی عزیزان برقکار و نقاش و نجار و گلکار و سایر وابستگان

اینم از این چندوقت که نبودم. حالا هی شما میگین بنویس اما زندگیم شده قد یه تخم مرغ که روی که قاشقه. قاشقم هم توی دهنمه. حالا باید جوری راه برم که تخم مرغ نشکنه. هیچ چیز مطمئن و ثابتی توی زندگی ندارم. همه چیز شکننده اس. از کارم و آینده ام گرفته تا پس اندازم تا رابطه ام با مادرم. هیچی نیست که بهش تکیه بدم بگم خدا رو شکر این محکمه میشه دستم رو بهش بگیرم و محکمتر راه برم. نمیگم بده نمیگم داغونم اما واقعیتش اینه دارم از جونم واسه زندگیم مایه میذارم. ساعت دو و هفده دقیقه نیمه شبه. کاسه چه کنم چه کنم دست گرفتم و دارم فکر میکنم. مامان اینا رفتن شمال. کاش باهاشون رفته بودم. فک کردم توی هفته اینده برم بهتره اما اشتباه کردم. 

جلوی چشمم حجم دعاهایی ردیف شده که براورده نمیشن. یه زمانی سه چهارتا دعا داشتم تمام افطارها و تموم مناسبتهای مذهبی از خدا میخواستمشون‌. الان یه سبد کیپ تا کیپ درد و مصیبت دارم که هر دم و دقیقه در خونه خدا پهنش میکنم. کی میزنه زیرش چپشون کنه تو جوب بگه پاشو برو با این همه درد و مشکلاتت، خدا میدونه.

واسه خودم نیستنا. باور کنین بی حس شدم. هیچی شادم نمیکنه. دلم نمیخواد جای کسی باشم و چیزای اون رو داشته باشم. فقط کاش ۱۰ کیلو لاغر میشدم. همین. اونم که آرزو نمیخواد. عزم و تلاش جدی میخواد که من همه اش رو جاهای دیگه مصرف کردم. 

نکنه شیرینی عید رو توی دهنتون تلخ کرده باشم؟ حرفامو جدی نگیرین. فک کنین نصفه شبی یکی دلش گرفته و حرف میزنه. اما مطمئن باشید صب که شد دوباره محکم و قوی زندگی میکنه. 

با توجه به خاطرات ترکیه خواستم بگم حواستون باشه وقتی مادر خرج میشید حلال و حروم کنین. از همه نظر بپرسید برای خرید کردن. مبادا سهم خودتون رو گردن بقیه بندازید. آفرین گل گلیا

خوب بخوابید. 

خدافس

نظرات (30)
آبانه عزیز سلام
والا یک بار من هم توی سفر ترکیه همچین نقره داغ شدم که نگو
گیر یه زن و شوهر افتاده بودیم عین همینی که تعریف می کنید. من و دوستم یه پرس دوتایی نمیتونستیم بخوریم آی اونها میفتادن روی غذا و د بخور آخرش نفری 100 دلار بابت یک شام زپرتی از ما پول گرفتن هنوز دارم میسوزم. به قول اون دوستم که سیخ طلایی کبابهای اون شب رفت یه جای خیلی بد ما.....
پاسخ:
ای بابا. چقد بده. همسفر خوب نعمته
خخخ. دور از جونتون
امتیاز: 0 0
اومدم تشویقت کنم....آفرررین 27 تا کامنت تایید شده!!!

تجربه 38 سال زندگی بهم یاد داده کلا: این نیز بگذرد

پاسخ:
عزیزممم
امیدوارم امروز تموم شه
دقیقا همینطوره
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم.عیدت مبارک.انشالا سفر برات نتایج خوبی داشته.چقدر اون زن و شوهر رو مخ بودن با اون توصیفات. بخصوص اخلاق آقا. ...ایشششش لابد فک میکرده بابای شماهاس که هی میخواسته امر و نهی کنهبهر حال آبانه جون سعی کن مثل همیشه امیدوار باشی عزیزم
الان که دارم برات مینویسم یه موضوعی خیلی ناراحتم کرده ولی چه میشه کرد روزگاره دیگه.منی که متاهلم و بچه دارم گاهی کم میارم ولی چاره چیه.برات دعا میکنم خداوند قلبت رو آروم و زندگیت رو پر از شادی کنه عزیزم
پاسخ:
ممنونم. واسه خودشون خوب بودن. خدا حفظشون کنه. اما همسفر خوبی واسه ما نبودن
دقیقا. جالبه که خانومش بابایی صداش میکرد.‌مام مسخره اش میکردیم
الهی مشکلاتت حل بشه و ارامش بگیری عزیزم
امتیاز: 0 0
بمیرم برای تو و حرفات ئ دل پرت ، کی ماها به ارامش میرسیم خدا میدونه . عزیرم سخته ، خیلی سخت ، خدا به دادمون برسه ، مرسی از تجربه ها و حرفهای پر مغز ، اگه مامانت میدونست تو چقدر چیز یادمون دادی ، کاش میدونست
پاسخ:
چی بگم والله
مادرم ایده الیسته. مثل خودم. اون از من راضی نمیشه من از زندگیم. شاید اگه‌یکم اسونتر بگیریم ارامش بیشتری داشته باشیم
امتیاز: 0 0
سلام عزیز دلم.
خدا نکنه کاسه چه کنم دست بگیری.
خدا بهترین حکیمه. خودش همه چی رو دست میکنه. کلید اصلی دست خودشه. دوستت داره و کمکت می کنه. خودتم میدونی.
این روزها هم میگذره.
عای، منم چاق شده ام!!!!!!!!
پاسخ:
چی بگم اشتییی
امیدوارم همه مون رو کمک کنه زودتر به ارامش برسیم
الهی بگردم. تو جا داری هنوز
امتیاز: 0 0
من مطمئنم تو موفق و موفق تر میشی و این روزها به زودی تموم میشن...
پاسخ:
فدای تو برم مهربونم
امتیاز: 0 0
الان وضعیت هممون همینه. هروز که بیدار میشیم انگار تو غار بودیم و صد سال گذشته.بهو همچی گرون میشه. همچی بهم میریزه. رو هیچی نمیشه حساب کرد. خسته شدیم.
پاسخ:
دقیقا. روی هیچی نمیشه حساب کرد
امتیاز: 0 0
چه ادمایی پیدا میشه والا ابانه فکنم دنگ خانمش هم رو شما حساب کرده
۵۸۶۵۰۰ توماااااااان
انشالله که همه چیز درست میشه ابانه جان فکرش رو هم نکن
زندگی هیچ کس یکنواخت نیست
این روزها زندگی چنگی به دل نمیزنه
پاسخ:
خدا حلال کنه بهش. هر چی حساب میکنیم با عقل جور در ممیاد
انشالله
اوهوم
امتیاز: 0 0
ان مع العسر یسرا

از ته دل از خدا برات آرامش و گشایش ویژه می خوام
پاسخ:
فدای تو برم. ممنونم.
امتیاز: 0 0
عجب آدمی بوده این آقاههه
آبانه تو واسه لاغزی بهم اتگیزه دادی باهات راجع به لاغری خیلی بحث کردم اینستا ، امیدوارم موتورت زودی روشن بشه ، خوشحال باشی ، شاد ، مامانا هم گاهی رفتارشون پر عیب و ایراد ولی بهرحال مامانن دیگه ، گوشی را بردار بگو دوستش داری دلت وااسش تنگ شده ، معجزه میکنی ، لبات هم غتچه کن
پاسخ:
چی بگم والله
ای جان دلم.
اتفاقا الان شمالن. صب حالش خوب نبود. باهاش صحبت کردم بعدش دیدم چقد اروم شد. وقتایی که حالشون خوب نیست من از بقیه بچه ها بیشتز میتونم ارومش کنم. نه با ناز کشیدن با جدی حرف زدنم. میره تو فکر و شرایط رو میپذیره
امتیاز: 0 0
عزیز دلم... هیچ تلاشی بی پاسخ نمی مونه... این قانون دنیا ست... خدا بهت توان بده از روزای سخت عبور کنی...
پاسخ:
ممنونم عزیزدلم. لطف داری
امتیاز: 0 0
آبانه چه جوری حرفای دل منو تو میدونی ..... منم هیچیم معلوم نیست ... همه چی رو هوا .. آیندم رو هوا... کارم رو هوا....... پس اندازم رو هوا...رابطه با مادر که نگووووو.... منم دارم از جونم مایه میزارم ... زندگیم رو دست اندازه .... هیچی شادم نمیکنه .. تو پیج مهشید ابارشی خوندم که تمام علائم افسردگی دارم .....خدایا من که نمیخواستم بیام دنیا ... کاش قبلش ازم پرسیده بودی .... فرق من با تو اینه که من دیگه دعا نمیکنم ........ نمیتونم دعا کنم وجودم از هرچیزی که فکر کنی خالیه
پاسخ:
الهی بگردم. این حال هر روز ماست
نه دیگه. کی به دادت میرسه جز خودت؟ اگه بخوای غصه بخوری از دست میری. نباید حال بدت رو دامن بزنی
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم چه ادمی بوده که از شما نظر نمی خواسته چقدر سفر اینطوری سخته خدا بهت سلامتی بده واز پس همه کارها بربیای ایشالا کارت که شروع بشه همه دردوغصه هات از بین میره راستی یادم رفت نمازوروزت قبول عیدتم مبارک شادوسلامت باشی
پاسخ:
رومخ بودن. با الهه میشینیم حرف میزنیم هنوز میخندیم به رفتار زشتشون
مرسی گلم
نماز روزه شمام قبول مهربونم
امتیاز: 0 0
عیدت مبارک دوستم
چه همکار بی ادبی. اینکه خودت بخوری به حساب دیگری خیلی زشته خداروشکر ندار هم نبوده
زنش که دیگه آخرش بوده اووووووووف چقد لجم دراومد
بازم خوبه الهه همراهت بوده
انشااااااااالله همه دعاهات قبول حق. تو که خوش هیکلی عزیزم ولی واسه شادی بیشترت سعی کن۱۰کیلو دیگه هم لاغر شی منم سعی کنم۵کیلو کم کنم
پاسخ:
وااای از ادعاش. هی فک کرد چه ادم کلفتیه. ۴تا کلمه هم ترکی یاد گرقته بود خودش رو مینداخت جلو
اره واقعا
ممنونم قشنگم. امیدوارم که بتونم
امتیاز: 0 0
عزیزم که اینققدر دلت بزرگه که واسه بقیه دعا میکنی:*
من اصولا سعی میکنم واسه همین تو جمع هاخیلی حاضر نشم با بقیه بخورم بگردم. خیلی خوب نیست اما از اعصاب خوردیش بهتره. واقعا راست میگی. اگر صمیمی نباشن ادم ها واقعا، جالب نیست. موقع تفریح و غذا خوردن اکثرا من نظرم و انتخابم متفاوته و سرم بی کلاه میمونه:)) زیاد پول میدم یا واسه جایی و چیزی که دوست ندارم کلی زمانم میرهو اخرش اعصابم خورد میشه یا سر کسایی که باهاشون صمیمی ام غر میزنم. دیگه جمع زیاد نمیرم. حالا به قول خودت ادم همیشه مجبوره یه بار امتحان کنه اطرافیانش دستش بیان. انشالله سفر بعدی بهتر و بهتر
پاسخ:
فدات برم عزیزم
راست میگی از اعصاب خوردیش بهتره. همون تنهایی بهتره
ای جانم
امیدوارم سفر بعدی خیلی بهتر باشه
امتیاز: 0 0
عید شما هم مبارک ، من چیزایی ازش میخوام که تو زندگی الانم مثله معجزه میمونه یعنی میشه .... چقدر زندگی سخت و بد شده یا من فکر میکنم که بده ؟
پاسخ:
اره چرا نشه.‌اونچه خدا بخواد یه جوری درست میشه که دهن همه باز بمونه
زندگی سخت و بد شده
امتیاز: 0 0
الهی خوب باشی آبانه جوووونم
پاسخ:
مرسی عزیزترینم
امتیاز: 0 0
عیدت مبارک و طاعاتت قبول دختر قوی و موفق مثل همیشه بلکه بیشتر از قبل
پاسخ:
ممنونم مهربونم
امتیاز: 0 0
رسیدن بخیر خوشگلکم
باز بلاخره رفتی یه آب و هوایی عوض کردی
ولی در کل اون آقاهه بدجور رو اعصاب بود باز خوبه تو تحمل کردی من بودم حتما کله ملقش میکردم
آی بدم میاد میگن جای خواهری جای برادری
چون نمیتونیم فارغ از جنسیت به جنس مخالف نگا کنیم
پاسخ:
مرسی جیگرم
اگه از دوستان نزدیک بود چک و پرش میکردم. غریبه بود تحمل کردم
هیشکییی خواهر برادر نیست.
امتیاز: 0 0
ابانه جانم،منم روزهای خوبی ندارم.
فکر کن همه چیز هست، اما ارامش نیست.نمیدونم چی یگم،فقط دلم می خواد این روزهای سخت بگذرن، شاید وقتی گذشتن، همین روزها ارزوم بشه
فقط تو یه گیجی و منگی دارم دست و پا میزنم.
امیدوارم و دعا می کنم خدا ارامشو برگردونه به زندگی مون.
پاسخ:
الهی بگردم
خدا زندگیت رو اروم کنه دلبرم
امتیاز: 0 0
عیدت مبارک آبانه جان ...
راستش منم از صمیمیت زیاد بابت همین چیزهاش خوشم نمیاد !
برای یه بار و دوبار بی ضرره اما همیشه نمی شه با این رویه پیش رفت.

درد دل کنم؟ متاسفانه من تخم مرغ رابطم با پدرم از تو قاشق افتاد و شکست ... مادرمم زیادی مراعاتمو می کنه.
خدا سایه ی بزرگترها رو مستدام کنه ان شالله و روابط رو بهبود بده و دلِ هممون رو هم شاد کنه . اینم دعای عید
پاسخ:
مرسی گلم
دقیقا همینه
ای جانم. درستش کن. برگردون به یه حالت خوب. آمین
امتیاز: 0 0
سلام ابانه جون
ایشالا که بهترین عیدی رو از خدا بگیری
راستش این بلا دنگی دونگی که گفتی یه ماه پیش سر ما اومد ، با دوستمون رفتیم کیش اون مادر خرج بود ، بعد سر سفارش خودشون گرونترین چیزا رو مرتب سفارش میدادن ، حالا سفارشای ما معقولتر بود یا مثلا هر وعده نوشیدنی موهیتو سفارش میدادن یه کوچولو هم داشتن که معمولا واسه اونم یه چیزایی میگرفتن ، بعد که اومدیم خیلی قشنگ همه چیز تقسیم بر 4 شد
پاسخ:
مرسی قشنگم
عجبااا. والله حلال نیست.
حالا خوبیش اینه من بسیار با دقت هستم. از بچگی بین خوراکیهای خواهرام حکمیت میکردم. الانم همه جا مادرخرج منم. جز اونجا که بهرحال مهمون بودم و اقا همراهمون بود
امتیاز: 0 0
عزیز دلم
پاسخ:
عزیزمی
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم دوتا مبارکا مبارک باشه. ترکیه خرداد آفه خوبی داره که خوب شد پس نرفتم. الان وضعیت همه شبیه همینیکه شما گفتی عزیزم‌ باید قوی باشیم چاره ای جز این نداریم. منکه اینقدر دوست و دشمن دارم که اصلا دلم نمیخواد جلوی اونا بشکنم یا کم بیارم پس فقط دارم حرکت میکنم هر روز با فشار مضاعف. در مورد همسفرم واقعا میدونم چی میگین من پنج سال پیش با خواهرم بله با خواهرم پوستم کنده شد تو ترکیه واااای به حال غریبه. انشالله سفر بعدی تفریحی و با همسفرای خوب که بشوره اینو ببره بهترینها پیش روتون باشه گل دختر قوی و باهوش
پاسخ:
مرسی قشنگم
امسال که ازین خبرا نیست
امیدوارم چرخهای زندگیت نرم و روون بچرخه
همسفر خوب خیلی مهمه.
آمین.
ممنونم نازنینم
امتیاز: 0 0
چه سفر بدی بود برات
پاسخ:
اوهوم
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جان، من مدتهاست به طور خاموشخواننده وبلاگت هستم. از وبلاگ آشتی پیدات کردم و همیشه همیشه تحسینت کردم خیلی عاقل و مدیر ‌مدبر و در عین حال سخت کوش و هدفمند هستی.با خوندن این پست دلم گرفت نتونستم چیزی نگم. کاش میتونستم بغلت کنم. خیلی به زبون ساده و صمیمی حست و نوشتی و دلم لرزید . تنها کاری که ازم برمیاد دعا ‌و انرژی مثبته و یادآوری اینکه قدر خودت و بدون ، تو در نظر من خانم قوی هستی که برخلاف جهت آب حرکت میکنه ، میدونم که سخته ، خسته کننده است و انرژی زیادی میبره ولی مطمئن هستم که درآخر به نتیجه دلخواه میرسی .
پاسخ:
لطف دارین نگین جانم.
دعای خیر شما گره گشای زندگی منه. امیدوارم نتیجه تلاشهام خوب باشه
امتیاز: 0 0
ای جان چه دوران سختی،آبانه به نظر من قرار نیست ما همیشه قوی باشیم اینکه توقع داشته باشیم همیشه از پس همممه‌ی مشکلات بربیاییم خیلی آرمانی‌ه .من فقط تا اونجایی که دست خودمه رو امور کنترل دارم نه بیشتر و نهایتا میتونم بهترین کاری که براساس تجربه و تحلیل و مشورت امروزم هست رو در لحظه پیاده کنم مابقیش و نتیجه دست خداست...نگران نباش به خدا توکل کن
درگیری با کارگرهای ساختمانی خیلی فرساینده و سخته واقعا ی اعصاب فولادین میخواد لذا پیشنهاد میکنم حتما اول قرارداد بنویس و زمان تحویل رو ازش بپرس و برا دیرکرد خسارت در نظر بگیر چنان میاندا...دلت نسوزه اصلا زیادم لوس کنی و چای بدی و نهار بدی و عیب نداره قشششنگ سواستفاده میکنند.
...
متاهل و مجرد باهم جور درنمیایند خانمش اگه تدبیر داشت آویزون شما تو گردش نمیشد خودشون بعد کار جدا میشدند که شماهم به علایقتون برسید .
ی چیز داخل پرانتز بگم برای منم کسل کننده‌ترین کار پاساژ گردیه حتی تو چهارجفت کفش خریدی برام تعجب‌آور بود که برای چی اینهمه خرید کرده و نگشته تو ترکیه منم گردش و رستوران رو دوست دارم احتمالا باهم میرفتیم خیلی بد می‌گذشت بهت
پاسخ:
سحر نوع زندگی ها فرق داره. من اگه تصمیم بگیرم یه ماه همه چیو به حال خودش رها کنم واسم گرون تموم میشه
زوج عجیبی بودن. هر کدوم واسه خودشون زندگی میکردن. با هم خوب بودن. اما به نظرم یه قرارداد ذهنی بینشون بود که مزاحم زندگی هم نشن
نیاز دارم.‌چرا کفشی که اونجا ۳۰۰ تومن خریدم رو بیام تهران بخرم ۵۳۰تومن؟ یا شلواری که میشه اونجا بخرم ۲۲۰ تومن از تهران بخرم ۴۵۰ تومن؟
دیدنیهای ترکیه رو قبلا دیدم. واسم از روز اول هم جذاب نبود. اینم در نظر بگیر تو فرانسه در ۷ روز بیشترین جاهای دیدنیش رو رفتم
امتیاز: 0 0
سلام روزتون بخیرعیدتونم مبارک.شما خانوووم قوی و بااراده ای هستین.مطمینم خیلی زود اوضاع به وقف مرادتون میشه.این سختیای زودگذر همش تجربست ایشالا که برای همه ختم به خیر بشه.ازخدا براتون آرامش میخام
پاسخ:
مرسی عزیزدلم
لطف دارین
به چشمم دیدم هیچ سختی موندگار نیست
امتیاز: 0 0
همه اشو خوب گفتی واقعا مخصوصا تیکه مادر خرجو !

چرا منم هیچی خوشحال نمی کنه ؟ و همش دارم درجا میزنم هی به خودم میگم پاشم برم این کارو بکنم اون کارو بکنم ولی آخرش حال قدم برداشتنم ندارم؟

امیدوارم خدا بهت توان عالی بده حسای خوب بده خروار خروار این چربیای وفادارم یه خورده بی وفا کنه تشریف ببرم تو پوست و استخوون آرزومندای تپل شدن
پاسخ:
والله
الهی بگردم. دل خوش نیست. انگیزه نیست. شادیهامون سطحی شده
مرسی خوشگلم. تنمون سلامت باشه حالا چند گرم چربی رو بی خیال
نمیدونم چند وقت و چند ساله که دارم میخونمت
خیلی وقته خیبی وقت
یه خواننده خاموش
اما فقط میخواستم بگم حستو موقع نوشتن خطوط اخر این پست با تمام تمام وجودم درک میکنم الان دقیقا حسی شبیه تو دارم
در ظاهر همه چی مرتبه اما فکر میکنم هیچ کس و هیچی ندارم واسه تکیه دادن فقط واسه چند دقیقه
احساس میکنم خیلی خسته شدم و یه ساعت میخوام که فقط چتد دقیقه یا چند ساعت زمانو نگه دارم
این روزا همش دارم به این فکر میکنم که با وجود این همه ادم دور و برم چرا هیچ کس نیست که بشه بی دغدغه و راحت ساعت ها و ساعت ها باهاش از هرچی که تو سرم میگذره حرف بزنم و فقط گوش بده
نه تایید کنه نه قضاوت کنه نه غصه دارش کنم از غم هام
نه بخواد ثابت کنه از من غمگین تره نه مجبور بشم بهش ثابت کنم دیوونه نیستم
فقط بگه معنی حرفاتو میفهمم بگه زبونتو میفهمم
بگه غمت رو میفهمم
بگه درست میشه نگران نباش
پاسخ:
عزیزممم
چقدر خسته ای. از خدا واست ارامش میخوام. از خدا میخوام انرژی تغییر شرایط رو بهت بده و در ضمن دستی به سروگوش زندگیت بکشه
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.