X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

آبانه، دختر آبان

سلام

اقا از بس ما قدیمی شدیم هر چیزی میخوام تعریف کنم حس میکنم قبلا گفتم واستون. حالا ایرادی نداره میگم برای جدیدا

قبلش نک و نال کنم. افطار دختر خاله ام میاد خونمون. انقد حرف میزنه و سوال میپرسه که از حالا دل ضعفه گرفتم. یعنی توانایی این رو داره که درمورد هسته البالو روزها حرف بزنه. کلا خانوادگی همینطورن. باباش بدتر. دکمه قطع کنش خرابه. وقتی ساکت میشه که خوابش برده. اینا یه بار اومدن خونمون. ماهی داشتیم و جوجه کباب فک کنم و دوغ. اقا این به بچش گیر داد دکتر گفته دوغ با ماهی نخور. بچه هم لج میکرد میخورد. بعد دید ماها میخوریم. بچش گفت مامان اینا میخورن خوب. دخترخالم گفت اینا رو ولشون کن. یعنی اینا آدم نیستن. خخخخ. خیلی باحاله. از من ۴سال بزرگتره اما منو آبانه خانوم صدا میکنه. آدم معذبه باهاش. 

مطمئنم اینو گفتم واستون. بچه بودیم رفتیم اصفهان. مامان گفت نماز شکسته اس. منم نماز مغرب رو بعد از قنوت ول کردم. حس کردم عادلانه اش اینه که تا اینجا نصف بشه

ما تا یازده دوازده سالگی روسری سر نمیکردیم. عروس خاله ام اومد خونمون. بهم گفت روسری داری؟ گفتم بله. اوردم دادم بهش. گفت نه خودت سر کن. جلوی پسرخاله ام مثلا. خیلی ریز و سوسکی امر به معروفم کرد. بعدش مامانم گفت جلوی نامحرم روسری سر کنین. از نظر من هر مردی جز بابا نامحرم بود. دیگه جلو همه سر میکردیم بعد یکی یکی میفهمیدیم عمو اشکال نداره. عموی مامان اشکال نداره. درمیاوردیم خوشحال میشدیم. کلا هم با روسری مشکلی نداشتم و ندارم. اما یه روز میرم روی این جعبه برقهای خیابون انقلاب و مانتوم رو سر چوب میزنم. بدترین چیزی که میشد به زن ایرانی تحمیل کرد مانتوئه. 

از دیگر شاهکارهای بچگیم اینه که چهارم بودم و روزه بودم و خواهرم به سن تکلیف نرسیده بود. باهاش مامان بازی میکردم. دلم نخودچی میخواست. واسش مثلا غذا درست میکردم با نخودچی و کشمش. بعد نخودچی ها رو با دندون نصف میکردم که یکمی مزه اش بره تو دهنم. نباید میخوردم دیگه. خدا ببخشه منو. بچه بودیم جاهل بودیم.

من که میگم نه سالگی واسه بچه های الان شاید تکلیف باشه اما واسه زمان ما نه‌. چی میدونستیم؟ هیچوقتم ننشستن واسمون احکام رو درست توضیح بدن. آقا این غسل چیه؟ من تا سه چهارسال پیش فک میکردم باید رو به قبله غسل کرد. سال ۹۱ رفتیم شمال. من قبله رو نمیدونستم. به ۴جهت غسل کردم بنابراحتیاط. 

نکات خنگولک ریز و درشتی  تو زندگیم هست‌. متاسفانه هنوزم ادامه داره. فعلا قصد بالغ شدن ندارم

برم کار دارم. عصری باید برم‌آفیس. آهان دیروز کفپوشش تموم شدامروزم دارن نور رو درست میکنم. عصری با یه زوج قرار دارم شاید همکاری کنیم با هم. طولش بدم دیر برسم خونه بهتره.

کاری ندارین؟

دعا بفرمایید

خدافس

نظرات (21)
مگه رو به قبله غسل نمیکنن؟؟؟؟
پاسخ:
نه
امتیاز: 0 0
سلاااااااااااام.
منم از این شاهکارها زیاد داشتم. مثلا رکعت چهارم هم قنوت میگرفتم. فکر میکردم رکعت های زوج باید قنوت داشته باشه!
آخ قربونت برم که نخودچی دلت میخواسته!
پاسخ:
واااای. رکعات زوج
شکمو بودم خوب
امتیاز: 0 0
داستان نخودچی رو گفتی غش کردم از خنده
منم واسه آب اینکارو میکردم مثلا میرفتم دهنمو آب میکردم و بعدش میریختم بیرون. چند قطره ای به حلقم میرسید
وااااااای دخترخاله ات گفته اینارو ولشون کن. منم نمیدونستم نباید ماهی و دوغ رو با هم خورد. یکبار تن ماهی و ماست آوردم با دوستم بخوریم انگاره زهر گذاشتم جلوش
چقد این پستت خنده دار بود
پاسخ:
خخخخ
عزیزمم. چندقطره فقط
جون عزیزن اینا. حالا انگار ماهی صید شده اقیانوس بود. ماهی تا برسه رو گاز دیگه چیزیش نمونه
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جان
عباداتت قبول باشه این پستت منو ناخودآگاه یاده لوییزا کلارکه کتابه من پیش از تو انداخت! به نظرم شبیه اون اومدی. واقعا دوست دارم. صداقت قلمت خیلی خیلی به دل میشینه. شما و آشتی جون هر دو اینطور هستید
پاسخ:
ممنونم قشنگم
وااای اون خیلی خوب بود. شاده
فدات برم. لطف داری
امتیاز: 0 0
ریز و سوسکی خیلی خندیدم دمت گرم رفیق جااانم
پاسخ:
خخخخ. عزیزدلین
امتیاز: 0 0
دو تا پست اخرتون رو با هم خوندم. کلی خندیدم. مرسی.
یکم یاد اون خانم جلسه ای بی اعصابه هم افتادم. ها ها ها
واقعا این احکام در دوران کودکی چیز عجیبی بود. منم یادمه دبستان نماز جماعت وایمیستادم اسمارتیز می خوردم وسطش، بعدا کاشف به عمل اومد نباید چیزی می خوردم. یا مثلا برای اینکه مودب باشم دستامو می گرفتم جلوم. بعدا ظاهرا سنی ها اونجوری می خوندن. خخخ
کلا خیلی خنده بازار بود.
تا 26 سالگی فقط یه کاربرد برای غسل متصور بودم. با اون اسم گذاریشون. بخدا.... ادم درک نمیکرد چی به چیه که . خخخ
پاسخ:
مرسی قشنگم
خخخ. عزیزممم. اسمارتیز؟؟؟
ای جونم
اسماش خیلی زشته. یه چیز باحال نمیشد بذارن؟؟
امتیاز: 0 0
چقدر خندیدم .....
پاسخ:
عزیزی
امتیاز: 0 0
سلام خدا قوت.چه دختر خاله رکی داریمیگم آبانه واقعا راجع به به احکام درست میگین. یادمه که به ۱۰ سالم بود داشتم رساله میخوندم به کلمه حیض رسیدم بعد به مامان گفتم حیض چیه.گفت یه چیزی زیر شکم خانوماسخخخخخ.بعد ها رفتم تو مدرسه از بچه ها یه چیزایی شنیدم و همش برام سوال بود که چرا من آنقدر خنگولم
پاسخ:
خیلیییی.
الهی بگردممم. از دست مامانامون
امتیاز: 0 0
۱.وای ابانه جون اونقدر خندیدم سر اون نماز شکسته که نگو
۲. این عروس خاله شما چقدر حساس بوده و همچین سیاستمدارانه و زیرزیرک عقیدش رو بیان کرده من اگر بودم تا اخر عمر دیگه دلم باهاش صاف نمیشد
۳. باید بگم که ابانه جون حرفاتون اصلا تکراری نیست چون تمامشون مفیده و ما هم اونقدر مطالب مختلف میخونیم که خیلی چیزا عمیق تو ذهنمون نمیمونه و خیلی خوبه باز یاداوری بشه و باتوجه به اینکه خیلی از پستای خوب قبلی و کامنتاشون پاک شدن و خب بعضی وقتا هم به اقتضای فصل و شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه لازم هست بعضی مطلب ها باز عنوان بشه و روش بحث بشه پس خیلی خوبه که باز هم برامون بگید.
۴. یه چیزی هم در مورد پست قبلی بگم که چندمدت پیش منم یه خواب شبیه خواب شما دیدم که به خیابونی که خونه خالم توش بود حمله شده بود و من میخواستم یواشکی با تلفن به خانوادم خبر بدم که به پلیس اطلاع بدن به این خیابون حمله شده. این خوابا از عالم غیب میاد که بگه قدر امنیت خود را بدانید خخخخخ.
۵. اهان من متولد ۶۴ هستم و ماه رمضون سال ۷۰ اینا رو یادمه که روزا بزرگترا روزه بودن و شبا میرفتیم عید دیدنی و فکر کنم سال ۷۲هم عید فطر مقارن با اوایل نوروز بود و دیگه سیزده بدر ازادی بود و همه خوشحال بودن که بعد از چندسال یه سیزده بدر واقعی میرن.
۶. در اخر من شما رو خیلی دوست دارم. خدافس
پاسخ:
خخخخ
انقد سفت و سخت گرفته که خودش از همه بریده. تنهاس. ببینیم احترام میذاریم اما بخاطر رفتارش کسی خونه اش نمیره
لطف داری عزیزدلم
خخخ. اره نیروهای امنیتی خوابت رو تنظیم میکنن
الهی ۱۲۰ سال زنده باشی عزیزدلم
دل به دل راه داره
امتیاز: 0 0
شما بگو عزیزم مارو هم میبری به حال و هوای کودکیمون قشنگه این
...
امان از ادمهای پرگو معمولا هم چرت و پرت میگند البته ی‌چیزش خوبه لازم نیست تو حرف بزنی و برای ادمی مثل من که تو جمع زیاد حرف نمیزنه خوبه ک حوصله‌ی خودشم سرنمیره من نهایتا بعدش ی مسکن میخورم سردردم خوب میشه
و یکی هم ادمهای زیادی شوخ و شوخیهای بی‌مزه که فقط خودشون خندشون میگیره اونم خیلی رو مخ منه .چیه باهمه چیز شوخی و هرهرکرکر تازه با طرفم نه صنمی داشته باشی نه هم‌سن تو باشند
و دیگری ادمهایی که میخواند بگند ما همه رو جوابشون رو دادیم و عوض درمیاییم و تریپ سلیطه واقعا غیرقابل تحملند برام
پاسخ:
عزیزممم
ادم وراج تحملش سخته. من دلم میخواد جرشون بدم
ارهههه ادمای بی نمک
دقیقا درست میگی
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جون
نماز و روزت قبول باشه
وای که چقدر بانمک بودی بچه گیات نخود و کشمش
اون زمانا واقعا این امر به معروف خیلی زیاد بود واقعا مارو گاهی محدود میکردن منکه از همون کلاس اول روسری پوشیدم از همه بحدیم سفت و سخت میبستم که نگو تو عکسام اه اه
موقع افطار و سحر منم یاد کن ممنونم
پاسخ:
مرسی عزیزم
خخخ. خنگول بودم
اره واقعا
انشالله خدا حاجت دلت رو بده عزیزم
امتیاز: 0 0
خیلی بانمک بود
پاسخ:
خخخخ
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جون
ان شاالله همیشه بخندى، آى خندیدم از غسل کردن به چهار طرف
پاسخ:
عزیزمی
میبینی چقد خنگول بودم
امتیاز: 0 0
وای ترکیدمممممم :)))))))
عالی بود خعلی خوبییییی :)))
عزیزمممم میخوای دیر برسی خونه :)))))
پاسخ:
عزیزمی
چاره چیه از دست ادم وراج
امتیاز: 0 0
به چهار جهت غسل کردی ؟؟
آبانه باورت میشه همیییییییییییییشه تو دعاهای من جا داری نمیدونم چرا هیچ وقت یادم نمیره!
پاسخ:
خخخخ
خدا به من لطف داره
امتیاز: 0 0
سن تکلیف به نظرم زمانی باید باشه که دختر به بلوغ میرسه مثلا یکی ۹ سالگی پریود میشه پس ۹ سالگی بالغه یکی ۱۵ سالگی پس ۱۵ سالگی بالغه
منم معذبم خانوم صدام میکنن
پاسخ:
به نظر اینحوری میاد
عزیزمم
امتیاز: 0 0
خیر ببینی مادر کلی خندیدم از کارات انشاله که کار جدید عاااالی پیش بره
پاسخ:
خخخ. ممنونم ازتون
امتیاز: 0 0
آبانه این پستت خیلیییی خوب بود. مخصوصا سر غسل بلند خندیدم
پاسخ:
خاچ به سرم
امتیاز: 0 0
آخ آخ ازین نکات خنگولانه منم زیاااد داشتم و دارم. از وقتی یادمه روسری سر میکردم جلو داییم و نمیدونستم محرمه. ی شعری بود تو راهنمایی میخوندن دایی محرم یا نامحرم. اوووونجا فهمیدم ک قضیه چیه. بقیه نکات خیلی خنگلانه ست نگم بهتره
پاسخ:
الهی بگردم
چه باحال با شعر. ما با ازمون و خطا
امتیاز: 0 0
همه کارات ی طرف اون نماز شکسته هم ی طرف
منم غسل رو نمی فهمم،با این حمامایی که من میرم غسل در برابرش هیچه
پاسخ:
خخخ
عزیزتمیزم
امتیاز: 0 0
سلام عزیزم. قبول باشه. منم لبنیات و ماهی رو شنیدم که نباید خورد. میگن مشکلات گوارشی میاره یا پیسی. در هر صورت من چون جون دوستم احتیاط میکنم نمیخورم. یه بار داداشم عسل و خربزه خورده بوده ببینه چی میشه. کل دهنش آفت میزنه. در حد لالیگا.
فکر کنم کلن برای هیچ کسی احکامو توضیح ندادن چون منم تازه بعضی چیزارو یاد میگیرم. تازه مثلا ماها خانواده مون اهمیت میدادن به دین.
پاسخ:
اره راست میگفت. اما چس مثقال ماهی و یه لیوان دوغ بود. گنده اش کرد
اوووف عجب کاری کرد
چمدونم. دین رو بد و خوب میکنن. اینو بگیم اونو نگیم. چرا؟ خو سر وقتش همه چی رو بگن بهمون
امتیاز: 0 0
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.