X
تبلیغات
رایتل

آبانه، دختر آبان

سلام

میدونین که من چندتا رگ و ریشه دارم. خوزستانی و اصفهانی و کرد. کرد هم سنندجی که مامانِ بابام میشه و ضعیفه چون خودشونم پایبند نبودن و کرمانشاهی که بابای بابام بودن.

از رگ کرمانشاهیم با احترام به همه کردها اما چون سلیقه ای هستش غذاهاشون رو زیاد دوست ندارم. فقط آش ترخینه که به سبک مامانم با عدس و سبزی آش و پیازداغ پخته میشه رو بی نهایت دوست دارم و دنده کبابشون رو عاشقم فراوان. اما چیزی که کردها دارن و بسیار واسم عزیزه رقصشونه. نمیتونم چشم بردارم. نظم و انضباط و شادی و سبک خاصشون و صدالبته موسیقی زیباشون آدم رو به وجد میاره. امیدوارم جوونهاشون تو نگهداری این فرهنگ خیلی خیلی تلاش کنن. متاسفانه خانواده پدری من لباس کردی نمیپوشن. حتی عمه های پیرم که اونجا زندگی میکنن. دلیلشو نمیدونم. بعد از عمه بابا و دخترداییهای بابا من دیگه تن کسی ندیدم. 

شماها از ریشه هاتون چی رو دوست دارین؟ لهجه؟ پوشش؟ آداب و رسوم؟ غذا؟ سبک زندگی؟ واسم بنویسید. 

از رگ خوزستانیم خوب لهجه همه شهرهاش زیباس. خودم کمی شوشتری بلدم. یکم آبادانی. بختیاری هم متوجه میشم. غذاهاشون رو هم خیلی دوست دارم.

خوشحالم‌که ترکیبی از چند فرهنگ مختلف کشوریم. میشه کسی باشه بدش بیاد از جایی که به دنیا اومده؟ 

فک نکنم رو دست رشتی ها کسی باشه تو غذا. ترکها هم ادعای زیادی دارن اما من ترجیحم گیلانه بعد خوزستان. 

هر کس هرجوری میتونه باید در خدمت کشور باشه.‌ وظیفه ما حفظ این فرهنگ و سنته. 

حالم خوب نیست. یه کاری دارم بیرون منتظرم آرمین بیاد من برم. گفتم برم نزدیکای کافه یه جا جیگری کبابی بزنم بر بدن جون بگیرم. از دو هفته پیش که آمپول تقویتی زدم خیلی حالم بهتره. اون خستگی که توی تنم مونده بود رفع شده. اما الان نیاز به تقویت بیشتری دارم.


ماه من...

غصه اگر هست بگو تا باشد

معنی خوشبختی بودن اندوه است

اینهمه غصه و غم  اینهمه شادی و شور

چه بخواهی و چه نه، میوه یک باغند

همه را با هم و با عشق بچین

ولی از یاد مبر

پشت هر کوه بلند سبزه زاری است پر از یاد خدا

و در آن باز کسی می خواند

که خدا هست

خدا هست

خدا هست هنوز


خدافس

نظرات (19)
عزیزم آش سرکه شیره همون آش رشته هستش با این تفاوت که توی آش سرکه و شیره میریزیم که حسابی جا بیفته و در آخر هم برگه زردآلو میریزیم وقتی جا افتاد و کشیدیم هم هر کی دوس داره میتونه شیره بریزه و بخوره...ینی کشک نداره عزیزم
پاسخ:
چه باحال. با احترام به کشک که واسم خیلی عزیزه اما خیلی دوست دارم آش شما رو هم امتحان کنم
امتیاز: 0 0
سلام آبانه جوون
من گیلانیم .به اکثر استانها سفر کردم و با کمال احترام همشون رو دوست دارم به نظرم هر شهر و استانی ویژگی مثبت و منفی داره هر کسی رو با توجه به تفاوتها باید دوست داست و مورد احترام قرار داد . آشنایی با فرهنگ هر قومی بسیار جالبه .نوشته هات بسیار جالب و دوست داشتنیه .موفق باشی دوست مهربون و پرانرژی
پاسخ:
دقیقا.‌هر کدوم از قومیتهای مختلف کشور خصوصیاتی واسه خودشون دارن که باید بهشون احترام بذاریم
ممنونم ازت
امتیاز: 0 0
مادرم نصف کرد نصف همدانی. بابای بابام باکویی و مامان بابام گیلک و بابام هم متولد رشت.
پاسخ:
ای جااانم. چه باحال
امتیاز: 0 0
ما اصالتمون بر میگرده به تبت خیلی قدیم هاااا اینقدر که هم نام فامیلمون یه منطقه ای تو تبت بوده و توی فرهنگنامه هام اومده که مردمش به زیبایی و حسن خلق معروف بودن زیبای کی بودم من
پاسخ:
چه بامزه. ریشه خارجکی دارین
امتیاز: 0 0
چه جالب باز من اصلااآاا لب به غذای شمالی نمیتونم لب بزنم البته جسارت نشه سلیقه ای دیگه به اندازه موهای سرم شمال رفتم اما همیشه غذا مشکل اصلی بوده برام همیشه خودم گوشت می برم اونجا غذا درست میکنم اصلننن غذای شمالی دوست ندارم.اما عوضش غذاهای ترکااااا و اذربایجان به به
پاسخ:
سلیقه ایه.
خوب کاری میکنی
امتیاز: 0 0
من اصالتا ترک زنجانم از طرف پدر و مادری. ...ولی پدرم دانشگاه قم قبول میشن و بعد هم ازدواج در قم و استخدام آموزش پرورش درقم. ولی اقوام پدری همه زنجان هستن. و تابستون ها میریم و از طبیعت زیباش لذت میبریم با افتخار ترکی صحبت میکنیم و آش سرکه شیره معروفی داریم....اشکنه رشته پلو ....ولی من غذاهای شمالی رو خیلی دوست دارم عزیزم.البته که همه جای ایران زیبا و مردم خوبی داره
پاسخ:
چه باحال
انشالله هرجا هستید شاد باشید
این اش سرکه شیره چیه؟ یکی از دوستان هم کوفته تش رو گفته بود.‌باحاله هاا
دقیقا
امتیاز: 0 0
من طالقانی هستم. یعنی خودم و پدر و مادرم متولد تهرانیم ولی پدربزرگا و مادربزرگام همه طالقانی ان و هرکس ازم می پرسه می گم طالقانی ام.
معمولا نسل های بعدی هم که تهران به دنیا اومدن خیلی راحت اصالتشون رو می گن و خیلی علاقه دارن به اونجا.
غذاهای اصلیش انواع آشه. انواع میوه هم که داریم.

صمیمیتی که بینشون هست رو دوست دارم. نسبت فامیلی ممکنه خیلی دور باشه، ولی با هم صمیمی ان و بهم کمک می کنن. اهل زندگی جمع کردن هستن و به وقتش خیلی به بچه هاشون می رسن.

اینا چیزاییه که به نظر همسرمم اومده که قزوینیه و براش جالب بوده. اونا با دختر دایی و پسر دایی و اینا هم به زور رفت و آمد می کنن. برای همین وقتی می خوام نسبت هامون رو توضیح بدم هنگ می کنه. می گه ولش کن! :))
پاسخ:
زنده باشید
آشششش. به به
چقدر خوب. خدا حفظتون کنه
خخخ ای جااانم. خوبه که رفت و امد دارین
امتیاز: 0 0
سلام گلم پدربزرگم از عشایر ایل قشقایی فیروزآباد فارس بودن وکوچ کردن اومدن به سمت ساوه وبعد تهران خیلی ادم های خونگرم واحساسی بودن وهستن لباس هاشونم از همین رنگی رنگی های چند طبقه هست واصلا از رنگ مشکی بدشون میامد مادربزرگ من اجازه نمی داد حتی برای عزا هم مشکی بپوشیم غذاهاشونم بیشتر ذایقه شون ملس رو به شیرین بوده کلی تنقلات خانگی درست میکردن کشمش،باسلوق ،شیره انگور وهمه باغ های بادام وگردو داشتن خلاصه روزگار خوبی گذروندن
پاسخ:
چه باحاللل. نمیدونستم. پس چشمای تو به کی رفته؟؟؟
ماشالله هنرمندن
امتیاز: 0 0
آبانه جونم چقدر تنوع ژن دارین و این عاالی.
من خودم تهران به دنیا اومدم کرج بزرگ شدم و قزوین زندکی می کنم و به قپری بخ این شهر خو کرفتم برخلاف تصور همه گاهی که بحث مهاجرت به کرج می شه دلم ی جوری می شه و تنگ می شه.
مادرو پدر من هر دو فامیل دور و مال طارم سفلی هستن از توابع استان قزوین اما در واقع نزدیک منجیل و تو جاده قزوین رشت ،به خاطر همین اکثر اقوام من از قدیم قزوین ساکن شدن،و این شهر دیگه جز از فرهنگشون شده زیان این مناطق ترکی،البته که کلمات فارسی زیادی واردش شده. اما ی چیزی که اجدادمون بهمون کفتن اینه که ما از کردای کرمانشاه بودیم که که سال ها پیش اجدادمون تبعید کردن «برای جلوگیری از قدرت گرفتنشون»به طارم و با وصلت با ترکای منطقه که احتمالا از زنجان بودن ما ترک شدیم و از کردی چیزی برامون نمونده،چیزی که جالب اسم اون چهار برادر که به طارم نبعید شدن موجود و هر کدوم از قبیله ها از ی برادر بودن البته باهم وصلت داشتن اماو جالب تر اینکه هنوزم همه می دونن جدشون کدوم برادر و سر خصلتای خوب هر برادر همیشه بین اقوام حرف و حدیث هست. غذای خاصی هم خاطرم نیست جز کله جوش اش ماست محلی، نون محلی که با روغن زیتون درست می شه و اشی که بارم روغن زیتون داره،شبیه حلیم،محصول اون منطقه زیتون و انار
پاسخ:
اووووف
چه خوبین شمااا. مرسی از توضیحاتت. گذشته خوبی دارینگ خوشحالم که اجدادتون واست محترمن
من مادر و پدرم مشهد دنیا اومدن و خودم هم تا قبل ازدواج مشهد بودم، شله مشهدی که نیاز به معرفی نداره و شیشلیک شاندیز هم که حرف نداره! اصلا هم تعصب به زادگاهم ندارم
از شوخی گذشته پرچم مشهد ففط به یک دلیل بالاست، اونم وجود امام رئوفمون. البته اصالت پدربزرگ پدریم بیرجنده، از غذاهاشون اشکنه کشک بیرجندی رو خوردم و دوست دارم و لهجشون خیلی شیرینه، عاشق عمه بابام، وقتی حرف میزنه، خیلی ماهن.
پاسخ:
ای جونم. بله شله مشهدی رو مخلصیم. دیگچه هم دوووست
خوش به سعادتتون
هر چی توش کشکه عشق منه
امتیاز: 0 0
خیلیییی زیاد مبادی آدابن...تو عروسیا خیلیییی به هم کمک میکنن

و پشت همن...اهنگهای آذری زیاد دوس دارن و با عشققق با این اهنگها میرقصن...
تو مراسمای عزا مث محرم ...صفر... خیلیییی از ته دل و با سوز

میخونن ...زیاد غریبه تو خودشون نمیپذیرن ..با فامیل خیلی وصلت میکنن..

اکثرا پولدارن ..ما فقط فقیریم نمیدونم چرا ..خخخ

اشپزیاشون هی بدک نیس..به شکممم زیاد اهمیت میدن و...
پاسخ:
چقدر خوب
انشالله همیشه شادی باشه
نگو فقیر. خدا هیشکیو محتاج نمیکنه
امتیاز: 0 0
اصالت من برمیگرده به شورویاوم اوم اوم:

همه چیشونو دوس دارم ..همه چییییی
پاسخ:
به به خانوم روسی
خوب ازشون بگو واسمون
امتیاز: 0 0
خیلی پیش ها اجدادمون از شیراز به شهری تاریخی در چهارمحال میان که به صورت قلعه و برج بوده و مرکز قدیم چهارمحال بوده الان قلعه اش هنوز هست ، تو شهری که من هستم همه باهم فامیلن و همدیگه را میشناسن ، متاسفانه در زمان انقلاب برج ها و داخل شهر را بخاطر اینکه فکر میکنن اینا نشونه طاغوته نابود کردن ، من بعد ازدواجم هم همینجا ساکن شدم ، اصالتا چهارمحالی ولی بختیاری ها را خیلی دوست دااارم ، و در کل دوست دارم جنوب زندگی کنم بندرعباس ، ابادان ، اهواز ، ماهشهر ، شوشتر ، اما ناگفته نماند از خزنده های جنوب مخصوصا مارمولک خیلی میترسم ، غذای معروف هم کوفته سرکه شیره داریم ، لباس ها هم به مرور زمان عوض شدند ، و قالی بافی خیلیی معروفه اینجا ، ببخشید طولانی شد ابانه
پاسخ:
وااای مرسی. چه اطلاعات خوبی. اصلا هم زیاد نگفتی
کوفته سرکه شیره باید خیلی خوشمزه باشه
امتیاز: 0 0
من زادگاه تهران و بزرگ شده قزوین
از طرف پدری به بویین زهرا ی قزوین می رسیم که زبون شون تاتی هست که البته من بلد نیستم چون پدرم هم بلد نبود
البته من خودم رو قزوینی می دونم
غذاى معروف قزوین هست قیمه نثار
آش دوغ هم دارن
و کوفته آبی که با گوشت و گشنیز هست و دیماج هم دارن
و از شیرینی هاشون که اصلا نگم دیگه... باقلوای پرچمی و باقلوای پیج و شیرینی نون چای و نون برنجی و نخودی و چرخی و حاج کریمی یا نازک و کیک شربتی و کوکو شیرین...
پاسخ:
آقا این زبان رو من نشنیده بودم
قیمه نثار که عشقه
کوفته آبی رو هم نشنیده بودم
وااای دلمو کباب کردی. حیف زمام دانشجویی قزوین رو نگشتم زیاد
شیرینی هاش تکن تو ایران
امتیاز: 0 0
من زادگاهم اصفهانه همونجام بزرگ شدم مادرم بختیاریه پدرم کرد سنندجه.تقدیر منم سنندج شد ازدواج کردم الانم خیلی ساله اینجام
قبلا نه از زبانشون نه فرهنگشون هیچی نمیدونستم خوب پدرم باهامون صحبت نمیکرد که کردی یاد بگیرم.ولی الان یاد گرفتم بلد هستم صحبت کنم ولی جاهایی گیر میوفتم برای همین عامیانه صحبت نمیکنم مگه اینکه مجبور بشم با پدر و مادر همسر کردی صحبت کنم.ولی پسرم کاملا هم به کردی و فارسی تسلط داره خیلیم خوشحالم.از رقص کردی و لباسهای رنگارنگشون خیلی خوشم میاد خودم یه چمدون لباس کردی دارم همیشه هم دنبال لباسم به شدت غذاهاشونم خیلی زیاد نیست مگه اینکه همون ترخینه یا شلمین یا دویینه یا آبگوشت هالاو که بینظیره و....دیگه حسابی کردی شدم برای خودم شهرشو دوس دارم بالاخره بیشترین عمرم تو این شهره هر چند اصفهان برام یادگاریای دوران مجردیمه خیلی زیاد شد نتونستم خومو بگیرم خیلی پستت منو به وجد آورد ممنون
پاسخ:
ساراااا محکم بیا بغلم
مرسی که کامل نوشتی
دویینه دوووست. خیلی دوست.
احسنت به تربیتت. چقد خوبه پسرت بلده کردی حرف بزنه. من عااشق سنندجم. با اهواز فرقی واسم نداره.‌تو سنندج احساس آرامش میکنم. انگار نه انگار غریبیم اونجا
امتیاز: 0 0
آبانه من هیچ تعصبی رو زادگاهم ندارم مگر کسی با تحقیرش بخواد من رو زیر سوال ببره ؛کلا از تعصب فراری‌ام ...من حتی دهاتی جاسک رو هم مثل خودم میدونم تا بالاشهری اصیل تهران رو وهیچ اهمیتی نداره برام و دلم میخواد از تمام شهرها دوست بگیرم و برم و چندسال بمونم
خداروشکر که رو مودی
پاسخ:
خیلی خوبه این اخلاقت
به نظرم درستش هم همینه. مشکل اونجا پیش میاد که ماها نمیتونیم تفاوتها رو درک کنیم و انتظار داریم همه مثه ما باشن. منم خوشحالم دوستان مختلفی از کل کشور دارم
امتیاز: 0 0
من لهجه همه شهرها رو دوست دارم. کرمانی که خیلی شیرینه.
روستاهای اطراف کرمان عروسیای قدیمیشون خیلی باصفاست البته که دیگه خیلی خیلی کم شده.
پاسخ:
کرمانی خیلی کم دیدم اما لهجه جنوب مطمئنا گرم و شیرینه
عروسیا که محشره. کاش حفظ بشه آدابش
امتیاز: 0 0
من نصفم اصفهانی ( بابام ) و نصف دیگه م طالقانی (مامانم ) هست . البته خودم حس میکنم بیشتر اصفهانی ام
دو تا از آش های طالقانی ها رو واقعا دوست دارم . به شدت خوشمزه ن . از اونجایی که هیچکدوم ار اقوام اصفهان زندگی نمیکنن زیاد با فرهنگ شون آشنا نیستم ولی خب اونقدرا هم که میگن اصفهانی ها خسیس نیستن فقط حساب شده خرج میکنن
امتیاز: 0 0
نوش جووووونت آبانه جان
مادرم متولد تهران بودن پدرم اشتهارد اگر نشنیدین جایى حوالیه تهران ولى من خودم تا حالا نرفتم چون اقوامشون نظر آباد و هشتگرد هستن. زبانشون تاتى هست که زبان بسیار سختیه و به نظر من خیلیم شیرینه یه آهنگ خاصى داره و جزو اصیل ترین زبان هاى ایرانى محسوب میشه. از غذاهاشون عاااااشق کوفته ریزشون هستم که شبیه به کله گنجشکى هست ولى بسیار جذاب تر و لذیذ تر چون به گوشت کوفتش شوید و مقدار کمى آرد نخود چى میزنن و نحوه درست کردن آبشم فرق داره و اینکه کوفته ها رو بد از سرخ کردن داخل آبش میندازن که بى نظیرش میکنه. منم عااااشق غذاهاى گیلانیم عاشق خیلى از غذاهاى تهران و بعضى غذاهاى ترکاى ایران و ترکیه. مرسى براى این وبلاگتون که اینقدر خلاقانه توش مینویسین
پاسخ:
چه خوب. زبانشون رو تا حالا نشنیده بودم
اوووف چه چیز خوشمزه ایه.
مرسی از شما که تجربیاتتون رو با من تقسیم میکنید
امتیاز: 0 0
نظرات شما
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل : (پنهان می ماند)
وب/وبلاگ :